<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ماهی سیاه کوچولو   </title>
<link>http://sanazeghtesadinia.blogfa.com/</link>
<description>ساناز اقتصادی نیا</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 17 Jul 2008 14:29:23 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>در سفرم</title>
<link>http://sanazeghtesadinia.blogfa.com/post-44.aspx</link>
<description>فرانسه،ایتالیا. پاریس،موناکو،میلان،ونیز. فکر می کنم تجربه فوق العاده ای باشد.</description>
<pubDate>Thu, 17 Jul 2008 14:29:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sanazeghtesadinia&amp;postid=44</comments>
<dc:creator>sanazeghtesadinia</dc:creator>
<guid>http://sanazeghtesadinia.blogfa.com/post-44.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عادت</title>
<link>http://sanazeghtesadinia.blogfa.com/post-43.aspx</link>
<description>چقدر به اینجا عادت کرده ام.بی آب و علف بودنش کمتر آزارم می دهد. امارات را می گویم. سرزمین تناقض ها. خاک بادیه نشینان بنز سوار و کارگرهای هندی پابرهنه. ممنوعیت فروش مشربات الکلی در هتل های شارجه به خاطر حرام بودنش و زن های لخت و پتی کنار آب که بیکینی پوشیدنشان حرام نیست. اصلا عادت کردن خاصیت آدمیزاد است. مثل سهمیه بندی بنزین و صف های طولانی که همه بهش عادت کرده اند. مثل پشت چشم نازک کردن مردم تهران به هم در خیابان که عادت شده است. مثل کلاهبرداری،دزدی، قتل،کتاب نخواندن، لجبازی، حرص خوردن...همه عادت شده است.من هم به زندگی در اینجا عادت کرده ام. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چرا به خوبی ها عادت نمی کنیم؟&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 11 Jul 2008 10:44:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sanazeghtesadinia&amp;postid=43</comments>
<dc:creator>sanazeghtesadinia</dc:creator>
<guid>http://sanazeghtesadinia.blogfa.com/post-43.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>البته زن ها فرشته اند، اما نه انقدر آبکی</title>
<link>http://sanazeghtesadinia.blogfa.com/post-42.aspx</link>
<description>&quot;کلاغ پر &quot;را که دیدم، فکر کردم شاه حسینی اول می خواهد سنگش را با تهیه کننده ها وابکند بعد فیلم درست و حسابی بسازد. &quot;زن ها فرشته اند&quot; اما فرضیه ام را باطل کرد. همیشه تصور می کردم کارگردان هایی که کارشان را با جدیت در ساخت فیلم کوتاه آغاز کرده اند ، لزوما باید با آنهایی که درست و حسابی سینما را نمی شناسند فرقی داشته باشند. اما ظاهرا همیشه این طور نیست. نمونه هایی مثل مهدی کرم پور و شهرام شاه حسینی از جمله کارگردان هایی هستند که کاش هیچ وقت تصمیم نمی گرفتند فیلم بلند بسازند. فکر نمی کنید ساختن فیلمی &quot;مثل زن ها فرشته اند &quot;صرفا آمار تولید فیلم در سال را بالا می برد و رسما لکه ننگ دیگری در سینمای ایران است؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن: پس از نوشتن این پست گزارشی در روز آنلاین خواندم با عنوان &lt;A href=&quot;http://http://www.roozonline.com/archives/2008/06/post_7780.php&quot; target=_blank&gt;&quot;هجوم فیلمفارسی اسلامی&quot;&lt;/A&gt; که بی ربط با موضوعی که مطرح کردم نیست. اگر حوصله تان شد به آن سری بزنید.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 13 Jun 2008 12:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sanazeghtesadinia&amp;postid=42</comments>
<dc:creator>sanazeghtesadinia</dc:creator>
<guid>http://sanazeghtesadinia.blogfa.com/post-42.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ایندیانا جونز</title>
<link>http://sanazeghtesadinia.blogfa.com/post-41.aspx</link>
<description>واقعا فکر نمی کنید زیادی شلوغش می کنند؟ فکر نمی کنید حوصله آدم وقت تماشای این فیلم سر می رود؟ فکر نمی کنید این پیرمرد دوره اش گذشته است؟ واقعا اگر کرین در سینما نبود ( تازه فقط می نویسم کرین و نه جلوه های ویژه و غیره و غیره )اسپیلبرگ چه جوری می خواست ایندیانا جونز را بسازد؟ </description>
<pubDate>Wed, 28 May 2008 20:39:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sanazeghtesadinia&amp;postid=41</comments>
<dc:creator>sanazeghtesadinia</dc:creator>
<guid>http://sanazeghtesadinia.blogfa.com/post-41.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برباد رفته</title>
<link>http://sanazeghtesadinia.blogfa.com/post-40.aspx</link>
<description>از آخرین باری که این فیلم را دیدید چند سال می گذرد؟ ده سال؟ پانزده سال؟... از دستش ندهید. حتما دوباره ببینید و مطمئن باشید این بار اسکارلت برای شما فقط دامن چین چین بلند و رقص های دسته جمعی نیست. رت باتلر دیگر آن مرد قوی و ثروتمند نیست. ملانی هم دیگر احمق به نظر نمی رسد. کشف های شما در این فیلم ، مثل چند سال قبل نخواهد بود. درست مثل من که تازه فهمیده ام چقدر ملانی بودن خوب است. یک لحظه ملانی بودن را با تمام اسکارلت عوض نخواهم کرد. به احترام تمام خاطرات و تصویرهای کودکی و نوجوانی تان &quot; برباد رفته &quot; را دوباره ببینید. </description>
<pubDate>Thu, 15 May 2008 11:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sanazeghtesadinia&amp;postid=40</comments>
<dc:creator>sanazeghtesadinia</dc:creator>
<guid>http://sanazeghtesadinia.blogfa.com/post-40.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کاش ایران استادیوم بود</title>
<link>http://sanazeghtesadinia.blogfa.com/post-39.aspx</link>
<description>هیچ ایده ای درباره فوتبال ساحلی نداشتم. فقط رفتم تا تیم ملی ایران را تشویق کنم و برای چندمین بار حضور آزادانه ام رادر استادیوم فوتبال اعلام کنم. از ته دل فریاد بزنم و بگویم زن ایرانی هم می تواند در استادیوم تیم ملی اش را تشویق کند. آخر هفته ای که گذشت در &quot;جمیرا پارک&quot; تیم فوتبال ساحلی ایران برای حضور در جام جهانی به مصاف تیم های فیلیپین، ژاپن و امارات رفت. از ژاپن و امارات باخت و در برابر تیم ضعیف فیلیپین پیروز شد. من هم یکی از تماشاگران بازی ایران و ژاپن بودم. تجربه فوق العاده ای بود. تشویق تیم ملی. استادیوم از معدود مکان هایی است که ایرانی ها یک نفس و یک پارچه برای ایران فریاد می زنند و همیشه برنده شدنش را می خواهند. حس وطن پرستی بیداد می کند. از هر قشری، طبقه ای، از هر تیپ و قیافه ای با هماهنگی و هیجان آنچنان فریاد می زنند و از بازیکنان ایرانی گل می خواهند که استادیوم به لرزه می افتد. پیش خودم فکر می کنم این جماعتی که این طور یک پارچه حق برنده شدن در بازی را می خواهند، چطور خارج از استادیوم اتحاد را از یاد می برند و خواسته های مشترکشان در اجتماع را به باد فراموشی می سپارند و کم پیش می آید همه یک صدا برای حقی فریاد بزنند؟ مگر حس ناسیونالیستی ما در زندگی خارج از ورزش، کمتر از داخل استادیوم است؟ پس چرا خارج از استادیوم، حق برنده شدن را فراموش می کنیم؟ زورمان و فریادمان فقط به بازیکنان ورزشی می رسد و نه بازیکنان سیاسی؟کاش ایران سراسر استادیوم بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نکته جالب اینکه آقایان حاضر در ورزشگاه همان هایی هستند که در ایران هم برای تشویق تیم مورد علاقه شان به استادیوم می روند. باور کنید من از این جمع نه حرف زشتی شنیدم نه شعار آنچنانی. همه بسیار معقول و موقر در کنار خانواده فقط ایران را تشویق می کردند. فکر می کنید اگر این جمعیت با خانواده در استادیوم آزادی حاضر شوند ، لفظ رکیکی در فضای ورزشگاه شنیده می شود؟ مگر صندلی های استادیوم را جادو کرده باشند...  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 May 2008 09:44:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sanazeghtesadinia&amp;postid=39</comments>
<dc:creator>sanazeghtesadinia</dc:creator>
<guid>http://sanazeghtesadinia.blogfa.com/post-39.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کرم خوردگی</title>
<link>http://sanazeghtesadinia.blogfa.com/post-38.aspx</link>
<description>همین طور ساعت ها می نشینم و به در و دیوار نگاه می کنم. خب روزهای کرم خوردگی برای همه پیش می آید اما زود هم تمام می شود. روزهای کرم خوردگی من از چند ساعت و چند روز گذشته است. لطفا به من پیشنهاد دهید. برای از بین بردن این همه کرم و انگل چه کار کنم؟ می ترسم رفته رفته فلجم کنند. الان که این پست را می نویسم تقریبا نیمه سمت راست تنم از بین رفته است. نه می توانم بخوانم و نه بنویسم.برای حفظ باقی مانده ام چه کار کنم؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن: ایمانم را هم از دست داده ام.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 02 May 2008 10:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sanazeghtesadinia&amp;postid=38</comments>
<dc:creator>sanazeghtesadinia</dc:creator>
<guid>http://sanazeghtesadinia.blogfa.com/post-38.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سنتوری روی پرده سینما</title>
<link>http://sanazeghtesadinia.blogfa.com/post-37.aspx</link>
<description>من واقعا خودم را به خاطر این کار تحسین می کنم. روزهایی که همه درباره &quot; سنتوری &quot; می گفتند و می نوشتند ، من هم می توانستم فیلم را دانلود کنم یا سی دی اش را مثل آب خوردن رایت کنم. اما مقاومت کردم. آن قدر مقاومت کردم تا آخرین فیلم فیلمساز محبوبم را که با آثارش بزرگ شدم و زندگی کردم و زندگی یاد گرفتم ، روی پرده سینما ببینم. و بالاخره این اتفاق افتاد. &quot; سنتوری &quot; را در یکی از سینماهای دبی واقع در مرکزخرید ابن بطوطه اکران کردند. گرچه رانندگی دوساعته از شارجه تا ابن بطوطه کار آسانی نبود اما مگر می شود فیلم مهرجویی را در دبی اکران کنند و من بی تفاوت باشم؟ &quot; سنتوری &quot; را دیدم و برای هزارمین بار به کار مهرجویی ایمان آوردم. فقط متعجبم از او که استاد درک شرایط است چطور نفهمیده که قطعا برای اکران این فیلم مشکل خواهد داشت؟ مطمئنا &quot; سنتوری&quot; در زمان خاتمی هم براحتی اکران نمی شد چه برسد به دوره احمدی نژاد! یکی دو نکته اساسی هم در فیلم بود که ترجیح می دهم چشم هایم را رویش ببندم و فعلا با صدای چاوشی و ریتم تند و مناسب فیلم زندگی ام را بگذارنم. نمی شود که آدم هرچه می بیند از زاویه دید انتقادی بررسی اش کند. بعضی وقت ها لازم است چشم هایمان را روی چند نکته ببندیم تا بتوانیم از اثر لذت کافی ببریم. البته این کار برای کسانی مثل من که همیشه دنبال ایراد و خرده گرفتن از هر اثری هستند ، خب سخت به نظر می رسد اما اگر تمرین نکنم ، دیگر از هیچ چیز لذت نخواهم برد. دوست دارم سنتوری را دوباره ببینم. این بار البته اگر سی دی اش را رایت کنم دیگر حس بدی نخواهم داشت. به هر حال در این وانفسای دانلود بازی، من کار مهمی کردم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برنامه نود را از تلویزیون جام جم دیدم و باز هم به افشین قطبی و واکنش حرفه ای او بعد از باخت مقابل استقلال اهواز آفرین گفتم. صحبت های منطقی مدیر باشگاه پرسپولیس و دفاع او از قطبی هم تحسین برانگیز بود.  حتما به خاطر این مربی آنها تحت فشارهای زیادی از اطراف قرار گرفته بودند. به هرحال مدیران باشگاه ، قطبی را آسان به دست نیاوردند که بخواهند آسان از دستش بدهند. کاش جامعه فوتبالی ما  دست از سیاسی بازی بردارد و قدر این حرفه ای ها را بیشتر بداند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 16 Apr 2008 11:16:10 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sanazeghtesadinia&amp;postid=37</comments>
<dc:creator>sanazeghtesadinia</dc:creator>
<guid>http://sanazeghtesadinia.blogfa.com/post-37.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پتانسیل قهرمانی پرسپولیس و بازی های سیاسی</title>
<link>http://sanazeghtesadinia.blogfa.com/post-36.aspx</link>
<description>بازی پرسپولیس با استقلال اهواز مساوی بود با نود دقیقه حرص خوردن. دوستان فوتبالی و فوتبالی نویس من ! می شود لطفا افشاگری کنید؟ دست کم من را از اشتباه درآورید. پرسپولیس در این فصل با سرمربیگری افشین قطبی ثابت کرد پتانسیل قهرمانی دارد. اصلا پتانسیل هرچیزی را دارد جز باخت چهار بر یک در مقابل استقلال اهواز. شایعه ای شنیده ام که قرار است عذر قطبی را به دلایل کاملا سیاسی ( پسر قطبی ، مدیر تلویزیون قبل از انقلاب و نسبتش با فرح دیبا) از فوتبال مملکت بخواهند. برای همین هم پست سرمربیگری تیم ملی را در کمال شایستگی قطبی به علی دایی سپردند ( که البته من خودم از طرفداران دایی هستم و آن روزهایی که دوستان فوتبالی نویس در &quot;ایران ورزشی&quot; شعار دایی باید برقصد را سر می دادند ، من مصرانه می خواستم حرمت اسطوره های فوتبال ما حفظ شود. این البته بحث دیگری است که حتما به آن خواهم پرداخت.) اما شما بگویید این بازی پرسپولیس چه معنایی می تواند داشته باشد؟ چرا تماشاگران ساده دل و زودباور به جای شعار &quot; افشین قطبی ، هه هه هه&quot; شعار &quot; ما فوتبال سیاسی نمی خوایم نمی خوایم &quot; سر نمی دهند؟   وقتی بازی استقلال تهران با پگاه گیلان را که دقیقا قبل از بازی پرسپولیس برگزار شد با بازیکنان قرمزپوش مقایسه می کنم ، مایوس می شوم. اگرچه نتیجه هر دو بازی مشابه بود و استقلال هم بازی را واگذار کرد اما بازیکنانش یک لحظه از تلاش دست برنداشتند و شاید هم با بدشانسی و البته بازی نابخردانه در استادیوم آزادی باختند. اما پرسپولیسی ها رسما در زمین بازی نکردند و نخواستند بازی کنند که اگر غیر از این بود حتما نتیجه دیگری رقم می خورد.شاید هم من اشتباه می کنم و طبق عادت بد ایرانی ام همه چیز را سیاسی می بینم و توهمات دایی جان ناپلئونی در من هم رخنه کرده است.
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 11 Apr 2008 16:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sanazeghtesadinia&amp;postid=36</comments>
<dc:creator>sanazeghtesadinia</dc:creator>
<guid>http://sanazeghtesadinia.blogfa.com/post-36.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>معجزه ای باید</title>
<link>http://sanazeghtesadinia.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description>حرفی برای نوشتن نیست. کمی صبر... روزهایم رنگی نیست. از آسمان آبی هم خبری نیست.صبر...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 07 Apr 2008 13:48:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sanazeghtesadinia&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>sanazeghtesadinia</dc:creator>
<guid>http://sanazeghtesadinia.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
