تبليغاتX
ماهی سیاه کوچولو - کاش ایران استادیوم بود
ساناز اقتصادی نیا
هیچ ایده ای درباره فوتبال ساحلی نداشتم. فقط رفتم تا تیم ملی ایران را تشویق کنم و برای چندمین بار حضور آزادانه ام رادر استادیوم فوتبال اعلام کنم. از ته دل فریاد بزنم و بگویم زن ایرانی هم می تواند در استادیوم تیم ملی اش را تشویق کند. آخر هفته ای که گذشت در "جمیرا پارک" تیم فوتبال ساحلی ایران برای حضور در جام جهانی به مصاف تیم های فیلیپین، ژاپن و امارات رفت. از ژاپن و امارات باخت و در برابر تیم ضعیف فیلیپین پیروز شد. من هم یکی از تماشاگران بازی ایران و ژاپن بودم. تجربه فوق العاده ای بود. تشویق تیم ملی. استادیوم از معدود مکان هایی است که ایرانی ها یک نفس و یک پارچه برای ایران فریاد می زنند و همیشه برنده شدنش را می خواهند. حس وطن پرستی بیداد می کند. از هر قشری، طبقه ای، از هر تیپ و قیافه ای با هماهنگی و هیجان آنچنان فریاد می زنند و از بازیکنان ایرانی گل می خواهند که استادیوم به لرزه می افتد. پیش خودم فکر می کنم این جماعتی که این طور یک پارچه حق برنده شدن در بازی را می خواهند، چطور خارج از استادیوم اتحاد را از یاد می برند و خواسته های مشترکشان در اجتماع را به باد فراموشی می سپارند و کم پیش می آید همه یک صدا برای حقی فریاد بزنند؟ مگر حس ناسیونالیستی ما در زندگی خارج از ورزش، کمتر از داخل استادیوم است؟ پس چرا خارج از استادیوم، حق برنده شدن را فراموش می کنیم؟ زورمان و فریادمان فقط به بازیکنان ورزشی می رسد و نه بازیکنان سیاسی؟کاش ایران سراسر استادیوم بود.

نکته جالب اینکه آقایان حاضر در ورزشگاه همان هایی هستند که در ایران هم برای تشویق تیم مورد علاقه شان به استادیوم می روند. باور کنید من از این جمع نه حرف زشتی شنیدم نه شعار آنچنانی. همه بسیار معقول و موقر در کنار خانواده فقط ایران را تشویق می کردند. فکر می کنید اگر این جمعیت با خانواده در استادیوم آزادی حاضر شوند ، لفظ رکیکی در فضای ورزشگاه شنیده می شود؟ مگر صندلی های استادیوم را جادو کرده باشند...  

+ نوشته شده در  11 May 2008ساعت 1:14 بعد از ظهر  توسط ساناز اقتصادی نیا  |