تبليغاتX
ماهی سیاه کوچولو - The brave one
ساناز اقتصادی نیا
چند شب پیش فیلم The brave one را با بازی جودی فاستر در سینما دیدم. از ایراداتی که به فیلم وارد است بگذریم، درونمایه فیلمنامه بسیار جالب توجه بود. ترس از مرگ و احساس نا امنی در امریکا. شهروندان امریکایی دائم سایه مرگ را در سراسر کشورشان احساس می کنند. به ناگاه یک آدم دیوانه ممکن است سر برسد و تو را به خاطر ده دلار یا به خاطر زیبایی ات یا چون بد به او نگاه کرده ای یا از سر تفریح یا برای شرط بندی یا چون هوس کرده است آدم بکشد ، با شلیک یک گلوله یا ضرب یک باتوم تق...و تمام. جودی فاستر در این فیلم قربانی همین نا امنی می شود . او دوست پسرش را با دیوانگی همین ولگردان خیابانی  در یک شب عاشقانه و در جایی مثلا امن شهر از دست می دهد. او که گزارشگر یک برنامه رادیویی است ، بعد از این اتفاق با کینه ای که از ناتوانی پلیس در پیشگیری از کشته شدن آدم های بی گناه به دل می گیرد ، با خرید اسلحه ای غیر مجاز منجی آدم های هراسان و مضطرب شهر می شود و هزره های خیابان را با شلیک گلوله از پا در می آورد. او که دیگر طاقت بی عدالتی اجتماعی را ندارد، در سلسله گزارش هایی برای رادیو همزمان با قتل های خیابانی( که خود نیز به آنها دامن زده است) به احساس نا امنی و عدم امنیت شهروندان می پردازد. صدا و سیمای ایران بارها و بارها در گزارش ها و اخبار مختلف، به هر بهانه ای به موضوع نا امنی در امریکا پرداخته است. کاری ندارم که مشابه این اتفاقات در ایران به گونه ای دیگر و برای قشری خاص از جامعه همواره در حال روی دادن است و کاری هم به رویکرد صدا و سیما در باب این اتفاقات در ایران و امریکا ندارم ، اما وارد شدن به این موضوع ( حس نا امنی) توسط یک کارگردان امریکایی که خودش و میلیون ها نفر مثل او در امریکا با این ترس دست و پنجه نرم می کنند، به شدت هنرمندانه و باورپذیر است.
+ نوشته شده در  16 Nov 2007ساعت 2:1 بعد از ظهر  توسط ساناز اقتصادی نیا  |