تبليغاتX
:: ماهی سیاه کوچولو ::

       ماهی سیاه کوچولو


ساناز اقتصادي نيا

پيوند هاي روزانه
پيوند هاي وبلاگ
ويرايش قالب

:: نجمه جبروتي ::

:: n.jabarooty@yahoo.com ::

من از خیابانی متنفرم

مسابقه فوتسال ایران و ایتالیا. نتیجه ۳-۳ مساوی است واگر ایران فقط یک گل بزند یکی از چهار تیم برتر دنیاست. همه هیجان داریم و از اضطراب نفسمان در حال بند آمدن است. ناخن هایمان را تا ته جویده ایم و بله...ایران گل چهارم را وارد دروازه ایتالیا می کند. بالا و پایین می پریم و خدا را شکر می کنیم. در حساس ترین بازی و حساس ترین لحظه که دل توی دلمان نیست که مبادا گل تساوی را بخوریم، روی تصویر مسابقه چهره مرد خپله ای به نام خیابانی نقش می بندد که چشمانش از شادی این برد لحظه ای پر اشک شده. چند ثانیه می آید و می رود. فقط فحشش می دهیم که مانع تماشای درست مسابقه شده است. این مجری ـ بخوانید سمبل اخلاق در تلویزیون جمهوری اسلامی- و عوامل این برنامه چطور به خودشان اجازه می دهند با چنین تصویر کریهی در تماشای برنامه خلل ایجاد کنند؟ چند قطره اشک این مرد خپل مگر چقدر از اشک های بقیه ایرانی ها مثلا خانواده های این بازیکن ها مهم تر و تماشایی تر است؟ همیشه حالم از دیدن خیابانی در تلویزیون به هم می خورد با آن سئوال های بی پایه و احمقانه اش از ورزشکاران به خصوص رضا زاده. آقایان تلویزیونی عزیز! لطفا در لحظه حساس مسابقات ملی کمی هم فکرتان را به کار بیندازید. تماشاگر برنامه هیچ خوشش نمی آید وسط مسابقه لپ های گل انداخته آقای خیابانی را ببیند. جذابیت او بیشتر از خود مسابقه نیست.
لينک ثابت17 Oct 2008;ساعت 4:1 بعد از ظهر  ;ساناز اقتصادی نیا  | 

بخشندگی

تیله سبزی که یادگاری دادی توی مشتم عرق کرده. دم اذانه و صندلی های گیت ۲۲ فرودگاه امام تقریبا پر شده. صدای موذن زاده همه فرودگاه رو گرفته. چشم های گردت هنوز روبرومه، وقتی که می خواستی  انگشترهای صورتی پلاستیکیت رو که به نظرت گرانبهاترین جواهرات زندگیته و حتی توی انگشت کوچیکه من هم نمیره، یادگاری بهم بدی و براش اصرار می کردی. اما من تیله سبز رو پیشنهاد دادم. نمی خواستم جلوی این همه بخشندگیت، خجالت بکشم. کوچولوی پنج ساله من! تو بخشنده ترین آفریده خدایی.
لينک ثابت5 Oct 2008;ساعت 2:49 بعد از ظهر  ;ساناز اقتصادی نیا  | 
:::: عناوين آخرين مطالب وبلاگ ::::