تبليغاتX
:: ماهی سیاه کوچولو ::

       ماهی سیاه کوچولو


ساناز اقتصادي نيا

پيوند هاي روزانه
پيوند هاي وبلاگ
ويرايش قالب

:: نجمه جبروتي ::

:: n.jabarooty@yahoo.com ::

آبگوشت بی ستاره

بیشتر از پانزده سال از خواندن کتاب "گلی در شوره زار" نوشته نسرین ثامنی می گذرد. ده دوازده ساله بودم که این کتاب را کشف کردم و چند بار خواندمش. یک آبگوشت کامل پر از نخود و لوبیا که در آن سن خیلی بهم چسبید. هنوز هم این کتاب را با جلد آبی پاره شده به یادگار نگه داشتم تا ظهرهای تعطیل تابستان دبستان را فراموش نکنم. در همان دوره کتاب دیگری کشف کردم به نام " گل مرداب" که نامه های عاشقانه ام را از متن آن کپی می کردم. شاید نوشته کسی بود به نام ثمین قدیری. پانزده ساله که شدم "بامداد خمار" به دستم رسید و یک شبه تمامش کردم. بعد از بامداد خمار آبگوشت دیگری میل نکردم. مدت ها بود به طرز ابلهانه ای فکر می کردم کسی دیگر از کتاب های کاغذ حرام کن نمی نویسد و تازه اگر هم بنویسد، کسی پول بابتش نمی دهد که بخواند. اما ظاهرا من سخت در اشتباهم. این کتاب ها همچنان مجوز چاپ می گیرند و منتشر می شوند و گویا خواننده هایشان هم به مراتب بیشتر از آثاری است که در فلان و بهمان جایزه ادبی اول و دوم شده اند. دوست نازنینی چند وقت پیش یکی از این کتاب ها را به نام "بی ستاره" نوشته مریم ریاحی به من هدیه داد. البته بگویم این دوست اصلا اهل رمان و کتاب و این حرف ها نیست و فرق بین فهیمه رحیمی با هوشنگ گلشیری را نمی داند. رفته کتابفروشی محله شان و جدیدترین رمان چاپ شده را خواسته و فروشنده هم آن را گذاشته کف دستش. وقتی هدیه اش را به من داد به خودم شک کردم. روی جلد نوشته شده بود"چاپ دوم". فکر کردم شاید براستی من دیگر از جریان های ادبی خبر ندارم. دیشب که همت کردم و چند فصل اول کتاب را خواندم شکم نسبت به خودم برطرف شد اما هنوز نمی دانم چطور این کتاب به چاپ دوم رسیده است؟ البته نباید فراموش کنم هنوز هم دختربچه های عاشق پیشه احتیاج به منبعی دارند تا نامه های عاشقانه شان را از روی آن بنویسند.
لينک ثابت17 Sep 2008;ساعت 6:32 بعد از ظهر  ;ساناز اقتصادی نیا  | 

رسانه های ایرانی در امارات

شب گذشته به عنوان مهمان در برنامه فارسی رادیو دبی دعوت داشتم تا درباره نوشته هایم در ایران و امارات صحبت کنم. این رادیو شاید تنها رسانه فارسی زبانی بود که این مدت از نزدیک با آن آشنا نشده بودم، اما گاهی که برنامه هایش را می شنیدم به شدت متاسف می شدم که رسانه دیگری دچار این همه سردرگمی و بی برنامگی است. البته می دانم دوستانم در این رادیو با خواندن این جمله ها چقدر عصبانی و ناراحت می شوند اما من کارم گفتن حقیقت است بی هیچ ترس و تعارفی. اما اگر بدانند چه اندازه دلم می خواهد در کارشان موفق باشند و برنامه هایی با کیفیت خوب به گوش ایرانی های مقیم امارات برسانند حتما دلخور نخواهند شد. اگر من را از برنامه دیشب حذف می کردیم، بقیه اش التماس مجریان از مردم برای فرستادن پیغام و تلفن زدن بود تا بتوانند مدت زمان برنامه را زیاد کنند. این درست که با جمعیت زیاد ایرانی ها در این کشور باید یک ایستگاه رادیویی برای ایرانی ها در نظر گرفته شود اما با چه کیفیتی؟ وقتی نمی توانیم دو ساعت برنامه را "شنیدنی" طراحی کنیم می خواهیم با یک رادیوی بیست و چهارساعته چه کنیم؟ در هفته تماس تکراری دو نفر برای تشکر از"برنامه های خوب شما" ملاک مناسبی برای پذیرفتن کیفیت خوب این رادیو نیست.

این ماجرا را مطرح کردم تا به مقصود دیگری برسم. غر می زنیم که جمهوری اسلامی مملکت را قرن ها به عقب برده است.بی شک می پذیرم. اما خود ما مقصریم. امارات برای من همیشه حکم ایران آزاد دارد. کسی که حجاب دارد پیش کسی می نشیند که دامن کوتاه پوشیده و آقایان محاسن دار همان جایی می روند که عرق خورها. از بالا که نگاه می کنی می بینی که اینجا ایران آزاد است که کسی را به کسی کاری نیست و همه در صلح و صفا زندگی می کنند. یکی از شاخص های پیشرفت کشورها - ودر امارات ملیت هاـ داشتن رسانه های قوی و با کیفیت است. انواع رسانه های ما در این مملت اما چیزی جز فاجعه نیست. اینجا که دیگز جمهوری اسلامی وجود ندارد که بخواهد سانسور کند، امکانات ندهد، مانع پیشرفت شود یا هر چیز دیگر. اما رسانه های ایرانی در اینجا به حدی فردمدارند که نتیجه اش چیزی جز "هجویات" نیست. از مجله ها تصور کنید تا تلویزیون ها و رادیو. همه بر محور یک نفر می گردد، کار گروهی بی معناست و هیچ هویت و شاخصه ای درکار نیست. رسانه های ایرانی در امارات، بی هیچ پیشرفتی در کیفیت فقط درجا می زنند و دلخوشند به افزایش تعداد صفحات یا برنامه ها یا ساعات هر برنامه. چون محکی برای سنجش خوب و بدشان نیست و نفر اول هر رسانه همه چیز را روی یک انگشت می چرخاند. 

لينک ثابت6 Sep 2008;ساعت 3:53 بعد از ظهر  ;ساناز اقتصادی نیا  | 

آینه های نشکن

کسی نیست به من بگوید سریال " آینه های نشکن " یعنی چی؟ چند هفته ای است این سریال را از کانال جام جم تماشا می کنم و از روش تبلیغ مستقیم و ابتدایی اش هم خنده ام می گیرد و هم حرص می خورم. البته نمی شود به عوامل فیلم خورده گرفت چون این روزها پول حرف اول را می زند و درباره ایمان و آرمان فقط باید در کتاب های تاریخ خواند و ازش گذشت. این آینه های شکستنی در کجای تاریخ ما ثبت می شود؟
لينک ثابت2 Sep 2008;ساعت 12:30 بعد از ظهر  ;ساناز اقتصادی نیا  | 
:::: عناوين آخرين مطالب وبلاگ ::::