تبليغاتX
ماهی سیاه کوچولو
ساناز اقتصادی نیا
فیلم فرانسوی" آقا ابراهیم" با بازی عمر شریف را دیدم. فیلم درباره پسر فرانسوی نوجوانی است که در محله ای بدنام در پاریس به همراه پدرش زندگی می کند. در محله آنها پیرمرد مسلمان بقالی زندگی می کند که تنها دوست پسر است و  پس از مرگ پدر  پیرمرد شرقی نوجوان را به فرزندی می پذیرد و با معرفی کتاب قرآن به پسر سعی می کند به او درس زندگی بدهد. آنها با هم راهی سفر می شوند و در این راه پسر از سطح به عمق می رسد و درس عرفان می گیرد. در فیلم "آقا ابراهیم "علی رغم تلاشی که برای پرداختن به مسائل فلسفی و عرفانی شده  هیچ بحث تازه و البته عمیقی مطرح نشده است و همه چیز در سطح و اشاره به موضوعات مذهبی مانده است. تنها نکته جالب فیلم معرفی نصفه نیمه قرآن به عنوان کتاب هدایت و معرفی دین اسلام به عنوان راه عرفانی رسیدن به خداست. آقا ابراهیم از معدود فیلم های اروپایی است که نگاه مثبتی به اسلام دارد و مسلمانان فیلم نه فقط تروریست و آدمکش نیستند که بسیار هم صلح جو و مهربانند. راستش را بخواهید اولین باری بود که یک فیلم تبلیغاتی اروپایی به نفع اسلام و مسلمانان دیدم و یک جورایی هم خوشحال شدم.
+ نوشته شده در  10 Dec 2007ساعت 2:16 بعد از ظهر  توسط ساناز اقتصادی نیا  | 

همیشه جهانگردی را دوست داشتم اما هیچ وقت فکر نمی کردم میان این همه کشور و خاک دیدنی ، گذرم به عمان بیفتد . آن هم نه پایتخت عمان ، بلکه یکی از شهرهای شمالی آن با نام خصب. خصب مرکز یکی از استان های عمان است به نام مس اندام که هر سال در ماه های نوامبر و دسامبر دوستداران محیط زیست از طریق مرز زمینی امارات به این منطقه می آیند. در این فصل دلفین ها به تنگه هرمز و ساحل خصب نزدیک می شوند و توریست های زیادی برای تماشای آنها به عمان سفر می کنند. جاده بین راس الخیمه و خصب فراموش نشدنی است. پیچ پیچ جاده ، قرار گرفته بین کوه های بی مانند و دریای نه سبز و به آبی. تجربه جالبی بود که تا سال دیگر نصیبم نمی شود.
+ نوشته شده در  4 Dec 2007ساعت 9:50 بعد از ظهر  توسط ساناز اقتصادی نیا  | 

فیلم  مزخرف ملکه " ثریا " را دیدم. شخصیت های سیاه و سفید فیلمنامه... درست مثل قصه های جن و پری که با تاریخ  کشورمان تناقض دارد . البته روایت تاریخ ایران به وسیله دوربین یک فیلمساز غربی جالب است اما فکر کنم کارگردان با " ثریا" نسبت نزدیکی داشته مثلا پسرخاله ای ، یا نسبتی شبیه آن. ملکه " ثریا" در فیلم یک قدیسه کامل بود . من را یاد شخصیت کارتون سفید برفی می انداخت. پاک و منزه که جادوگر بدجنس با یک سیب خوشمزه او را فریب داده و حالا ملکه با خوردن آن سیب از لطف مادر شدن محروم مانده است. با دیدن این فیلم احساس دوگانه ای نسبت به محمدرضا شاه پیدا کردم. او ظاهرا همسر خوب و متشخصی برای زنان زیبا محسوب می شود به شرطی که شاه مملکت نباشد. دون ژوان است و خوب می داند چگونه به همسرش احترام بگذارد ، حتی اگر وجود ولیعهد لازم نباشد با عشق در کنار ثریا زندگی می کند. اما این شاه دون ژوان مردی است دهن بین ، ضعیف ، متزلزل ، ترسو که زنان دربار به جایش تصمیم می گیرند. حالا ما باید نسبت به این همسر عاشق پیشه و متشخص که بر اساس تحقیقات فیلمنامه نویس در امور مملکت داری ضعیف و نا لایق به نظر می رسد، چگونه قضاوت کنیم؟
+ نوشته شده در  27 Nov 2007ساعت 8:27 بعد از ظهر  توسط ساناز اقتصادی نیا  |